نقد آزاد

اگر نفت نبود؟

تعطیلات خردادماه بهترین فرصت برای مسافرت رفتن و تمدد اعصاب و چند روزی از این تهران

لعنتی دور بودنه. امسال هم به رسم سالهای قبل با خانواده رفتیم شمال.خیلی های دیگه هم

از فرصت استفاده کرده بودند و آمده بودند.

تا اینجای داستان ظاهرا هیچ مشکلی نیست. ولی وقتی از تهران خارج شدی و پل جاجرود را

هم رد کردی٬ قسمت غم انگیز شروع میشه. غم انگیز که چه عرض کنم بهتره بگم اعصاب خرد

کن.خدا وکیلی چند ساله که این جاده هراز با این حجم بسیار زیاد تردد در آن دست نخورده؟

از بعد از پل جاجرود آسفالت جاده مثل جگر زیلخاست.درب و داغون.دست اندازهائی- بقول وزارت

راهی ها سرعت گیر- به ارتفاع یک کوه٬آن هم بدون هیچ تابلو هشدار دهنده. چاله هائی به

عمق یک چاه٬که راننده ها رو وادار به حرکات آکروباتیک برای عبور از کنار آنها میکنه. صحنه های

جالبی رو میشه اینجور جاها دید. راننده ها برای اینکه جلوبندی ماشینهاشون سالم بمونه هر

کاری که بگی می کنند تا توی این چاه ها نیفتند.تغییر مسیرهای ناگهانی و عبور از میان این

چاله ها همانند عبور از میان موانع٬آنهم بدون توجه به فاصله با ماشین کناری؛از جمله این حرکات

می باشد. البته حق هم دارند چون اگر توی یکی از این به اصطلاح چاله ها بیفتند باید از خیر

مسافرت گذشته و سریعا به اولین جلوبندی سازی مراجعه کرده و کل جلوبندی را کامل عوض

کنند. بارها شاهد تصادفات وحشتناکی بودم که بخاطر نرفتن داخل این چاله ها و تغییر مسیرها

بوقوع پیوسته است. این وضعیت تا امامزاده هاشم ادامه دارد. نه اینکه فکر کنید بعد از آنجا

اسفالت جاده استاندارد است ها٬نه خیر فقط از عمق چاله ها و ارتفاع سرعت گیرها کم میشود.

این وضعیت پر تردد ترین جاده ارتباطی کشور است که اتفاقا منتهی به خوش آب و هوا ترین و

پرگردشگر ترین منطقه ایران می شود. لطفا نخندید٬می دونم که صنعت توریسم در ایران در حد

یک شوخی بامزه است؛ولی اینها آماری است که مسئولین ارائه کرده اند.ازت متنفرم وزارت راه!

اگر شانس بیاری و سلامت برسی به شهر مورد نظر٬مشکلات دیگری خود را نشان خواهند داد.

همه قبول دارید که اگر مسافران و بویژه تهرانی ها نبودند بیشتر مردم شمال از گرسنگی و

بیکاری مرده بودند؟ خود آنها هم این را میدانند ولی به تهرانی ها به چشم شوهر ننه نگاه

می کنند. کافیه ازشون یه آدرس بپرسی تا کاملا قضیه برات روشن بشه. مثلا اگه آدرس میدان

آزادی رو بپرسی در حالیکه در پیچ شمیران هستی٬طوری راهنمائیت می کنند که باید بری از

میدان خراسان و انقلاب و نیاوران عبور کنی تا به آزادی برسی.!

از گرانی اجناس و قیمت خدمات نپرس که دیوانه کننده است. خیلی چیزها رو مجبوری چند برابر

بخری و صدات هم در نیاد که اگر بیاد چند نفری میریزند سرت و تا میخوری می زنندت.خدا رو

شکر چون ما جا داریم از اجاره های وحشتناک و سرسام آور زیاد با خبر نیستم ولی از دیگران

شنیده ام که از شبی ۵۰ هزار هست تا ۶۰۰ هزار تومان. نوسان قیمتها هم بستگی به فصول

مختلف و تعطیلات٬کاملا متفاوته. نمیدونم وزارت بازرگانی٬شورای اصناف٬اتحادیه های صنفی٬

شهرداری٬استانداری و .. سرگرم چه امور مهم دیگری هستند که کسبه و اهالی شهر به راحتی

هر کاری که دوست دارند انجام می دهند. خواستم از حضور غیر موثر راهنمائی و رانندگی و آمار

بسیار بالای تلفات جاده ای بگم که منصرف شدم٬توضیح واضحاته دیگه متوجه هستین که؟!

ساحل دریا و حاشیه مناطق جنگلی مثل همیشه مملو از آشغال و زباله بود. ملت همیشه در

صحنه با جدیت تمام به امر مهم زباله دانی کردن طبیعت مشغول بودند. شهرداری هم حتما

وظایف مهم دیگری دارد و جمع آوری زباله اصولا کار بیهوده ای است ایضا نریختن زباله در طبیعت!

بخدا قسم که هرچه میکشیم از این دلارهای بادآورده نفتی میکشیم و بس. تا زمانی که ذخایر

طبیعی هست دیگه چه کاریه آقایون بیخود فسفر بسوزانند و به فکر پول درآوردن از اینهمه زیبائی

خدادادی باشند. تصور کنید اگر فقط ۱۰ هکتار از این میلیونها هکتار جنگلی که در حاشیه خزر

وجود دارد در دوبی بود چه اتفاقی می افتاد؟ آفرین٬از کنار آن میلیونها دلار درآمد کسب میکردند

و سهم زیادتری از توریستها رو به آنجا می کشاندند. برید ببینید در بیابون برهوت چیکار کردند.

آنها هم مثل ما نفت دارند ولی ما کجا و آنها کجا. اینهائی که در مورد شهرهای شمالی گفتم

همه ناشی از عدم تامین مالی اهالی و ناکفایتی مسئولین سرچشمه می گیرد. وقتی نظارتی

نباشد٬ وقتی همه دنبال پر کردن جیبها باشند٬ وقتی درآمدهای هنگفت نفتی در جهت رفاه

مردم ایران خرج نشود٬ نتیجه همین آشفته بازار شمال ایران می شود. این وضعیت با کمی

تفاوت در همه جا وجود دارد. اگر کشور فقیری بودیم تحمل این وضعیت آسانتر بود. آیا داشتن

جاده استاندارد - از جمیع جهات - توقع زیادی است که ما داریم؟ جاده را مثال زدم بعنوان مشتی

از خروار.

آیا می دانستید درآمد روزانه حاصل از فروش گاز از حوزه پارس جنوبی ۲۵ میلیون دلار است؟

ازت متنفرم دلار نفتی!

+   مهدی شفیعی طهران ; ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir