نقد آزاد

هياهو برای هيچ

برنامه دیشب شب شیشه ای با حضور ابوالقاسم طالبی(کارگردان) جای بحث زیادی دارد.

طالبی دیشب حرفهائی زد که بارها به خود گفتم همین الان برنامه را قطع می کنند یا اگر هم

این کار را نکنند حتما بین مجری و مهمان دعوائی اتفاق خواهد افتاد.ولی انصافا رشیدپور حق

میزبانی را بخوبی ادا کرد و در خیلی موارد کوتاه آمد تا اتفاقاتی که پیش بینی کرده بودم٬رخ

ندهد. ولی این بردباری باعث نمی شود که از حرفهای طالبی به راحتی عبور کرد.

طالبی از ابتدای برنامه شمشیر را از رو بسته بود. گفتن حرفهایش و تخریب دیگران آنهم در

مقابل دوربین زنده٬چنان برایش فرصت مناسبی حساب میشد که حتی آن را به عروسی 

دخترش ترجیح داده بود.

شکایتهای طالبی از زمان جشنواره شروع شده بود و هر جا که می توانست درباره داوری و 

بقول خودش ناداوری ها حرف زده بود٬و از همه بیشتر در تریبون شخصی خودش یعنی مجله

سینما و ویدئو. اما حرفهای دیشب٬آنهم در یک برنامه زنده و پر بیننده٬نشان از کینه شتری و 

عمیق طالبی داشت و نه چیز دیگر. بارها از کسانی نام برد که در جشنواره های قبلی عهده دار

مسئولیتهای مهمی بودند و شاید بتوان گفت سهم زیادی هم در اعتبار بخشیدن به جشنواره

فیلم فجر داشته اند. از کسانی حرف زد که چون فیلم ایشان را مستحق سیمرغ ندانسته

بودند٬متهم به سکولاریسم و داشتن افکار غیر ناسیونالیستی بودند. طالبی معتقد بود که

چون آقای مهاجرانی -وزیر ارشاد دولت خاتمی- خود دارای چنین افکار و رویه کاری بوده است

داوران جشنواره هم به تاسی از ایشان عمل می کرده اند یا می کنند. هنوز برای من قابل

هضم نیست که ایشان چطور به خود اجازه می دهند با استفاده از تریبون رسانه ملی به اظهار

نظر شخصی و ایراد اتهام و انگ زدن به اشخاص مختلف از وزیر تا داور و منتقدین٬ بپردازد.

در طول مصاحبه بارها با هوچی گری و اجازه ندادن به رشید پور از زیر بار سوالهای منطقی وی

فرار می کرد. چندین بار از پاسخ دادن به سوال مجری در خصوص اینکه چرا فیلم خوش ساخت

نمی سازی که داوران را مجبور به دیده شدن آن کنی٬طفره رفت. قیافه رشید پور دیدنی بود.

شاید از ابتدا تا انتها بیشتر از ۳ سوال را نتوانست از مهمانش بپرسد٬چون مهمان فرصت چنین

کاری را از مجری گرفته بود و هرچه می خواست می گفت و اصلا در قید و بند هیچ چیز نبود

حتی اخلاق.! بخاطر سیمرغ نگرفتنش همه را متهم می کرد و در ادامه این راه حتی از افشای

خصوصی ترین لحظات زندگی دیگران هم ابائی نداشت. راستش دلم برایش سوخت. بابا یه 

سیمرغ به این نابغه سینما می دادید تا بیچاره اینقدر حرص و جوش نخوره که کارش به

بیمارستان قلب بکشه. خدای نکرده یه بلائی سرش میاد اونوقت تا آخر عمر عذاب وجدان دارید

ها٬از ما گفتن بود!

از شوخی گذشته چند وقتی است که امثال طالبی با چنین طرز فکری که گذشتگان همه 

بی اعتنا به انقلاب و اسلام و تفکرات امام بوده اند و اگر امثال طالبی ها نبودند معلوم نبود

چه بر سر این ارزشها می آمد٬زیاد شده اند. هنوز یادمان نرفته که آقای احمدی نژاد هم در

اقدامی مشابه در سومین روز سفر استانی به فارس٬دولتهای قبلی را به بی اعتنائی به

دین و اسلام متهم کردند و خود را - و ایضا دولت خود را - بعنوان کاشف این توطئه و منجی

دین و مراکز دینی معرفی کردند.( مطلبی با عنوان توهم یا تعمد به قلم نگارنده در همین

وبلاگ را بخوانید تا متوجه شوید)

نادیده گرفتن زحمات دیگران و تهمت زدن به آنها و هوچی گری و سعی در گل آلود کردن آب

به نفع خود٬از ابتدائی ترین راههای مطرح کردن و پوشاندن نقاط ضعف به شمار می روند.

و همچنین از ناجوانمردانه ترین شیوه ها بحساب می آیند. 

بقول شیخ اجل سعدی: عاقلان دانند! 

+   مهدی شفیعی طهران ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir