نقد آزاد

حسنی نگو بلا بگو

سالها قبل سیمای جمهوری اسلامی ۲ کانال بیشتر نداشت و طبعا تعداد برنامه هائی که برای پخش

آماده میشد نیز قابل قیاس با حال حاضر این سازمان نبود.از آنجا که برنامه های زنده خیلی کم پخش

میشد(حتما میدانید که برنامه زنده قوانین و مقررات سخت و درصد ریسک بالائی دارد)پس نیازی هم

به مجری های متعدد نبود و هر کدام از دو شبکه حداکثر ۲ مجری آن هم صرفا برای اعلام برنامه و توجه

ما را به دیدن فلان برنامه جلب کردن داشت و تمام.سالها بعد شبکه ۳ با سروصدای فراوان و افتتاحیه

آنچنانی و با هدف جوانگرائی و شعار شبکه جوان بودن هم وارد گود شد.مدتی بعد شبکه ۴ وبعد

۵ و.. هم از راه رسیدند و عرصه رقابت روز به روز تنگ تر شد تا اینکه شبکه های ماهواره ای صداو

سیما هم سری تو سرها پیدا کردند و موج عظیمی از برنامه های زنده و سریال و فیلم و جنگ و

طنزهای نود شبی و.. ناگهان مخاطبین را درنوردید.ملت بیچاره ما که سالها مجریان اتو کشیده و

شق و رق را که به طرز آزاردهنده ای مابین هر برنامه ظاهر میشدند را تحمل کرده بود حالا

مجریان جوان و خوش ذوق و از همه مهمتر خوش قیافه را داخل جعبه جادوی خود میدیدند.

دیگر خبری از مجری های قبلی که ناگهان مثل غول چراغ جادو ظاهر میشدند و بینندگان خسته

از شنیدن اشعار حافظ و سعدی را با آن قیافه های جدی و لحن شعر خوانی خاص خودشان

مجددا به شنیدن غزلی دیگر از غزلیات حافظ و بر روی تصویری از زنبوری که روی گل سرخی

می پلکید دعوت میکردند نبود.حالا مجریان جوان با کمک از نیروی جوانی چنان پر انرژی برنامه ها

یشان را اجرا میکنند که واقعا بعضی از آنها را لحظه ای نمیتوان به حال خود وا گذاشت که در آن

صورت آن نیروی جوانی و این دوربین پخش مستقیم چه ها که نخواهد کرد.

بگذریم.. این مقدمه تقریبا طولانی برای این بود که میخواستم بپردازم به یکی از این مجریان

جنجالی که چند سالی است به اصطلاح گل کرده است و طرفداران و مخالفان زیادی هم دارد.

جوانی که هم اجرا میکند هم شعر میگوید هم دایره وسیعی از لغات را جهت گفتگو در ذهن

آماده دارد . هم خیلی احساساتی است وهم خیلی یکدنده و سرتق.

بله درست حدس زده اید : فرزاد حسنی

لطفا جیغ و داد نکنید بابا توضیح میدم.می دونم بعضی هاتون خیلی ازش بدتون میاد ولی بذارید

مطلبم تمام بشه آخه بعد قهر کنید..!

اصلا ببینم چه اشکالی داره که یک مجری از مهمانهای برنامه اش اطلاعات عمومی و مطالعه

بیشتری داشته باشد؟ بعضی از ما هنوز هم یه همان شیوه اجرای مجریان قدیمی که در اول

اشاره کردم عادت کرده ایم.به این که در یک میزگرد یا برنامه ای که باحضور چند مهمان برگزار

میشود مجری صرفا و فقط در برابر سخنان مهمانهایش سر خود را تکان میداد یا نهایتا خیلی

همت میکردچند کلمه ای از طرف مقابلش تجلیل میکرد و بعد رو به دوربین با لحنی غمبار و

خیلی خشک خداحافظی میکرد.دیگه دوران آن برنامه و آن شیوه های اجرا گذشته.چون تمامی

آن برنامه ها از فرط در چارچوب بودن و محتاط ساخته شدن دارای تاریخ انقضاء شده بودند که حالا

مدتهاست از سررسید آن میگذرد.لازم به تذکر نیست که درصد بسیار بالائی از جمعیت کشور ما

را جوانان تشکیل داده است.حالا مسئولین سازمان و مجریان می دانند که در ورای دوربین

مقابلشان چشمها و مغزهای جستجوگر و نکته بینی نشسته است که اگر برنامه جدید و

جذابی نبیند سریع به ماهواره مراجعه میکند و خود را سرگرم میکند.امروزه قدرت انتخاب بینندگان

بسیار بالاتر از قبل است هم در برابر افزایش کانالهای داخلی و هم هجوم امواج ماهواره ها.

حالا این وسط یک جوان دیگر حاضر نیست به هر حرف طرف مقابلش بدون کم و کاست گوش

کند و فقط سر تکان بدهد.فرزاد حسنی اهل کوتاه آمدن از مواضع خود نیست.مواضعی که با

فرهنگ ما غریبه نیست و منافات ندارد که اگر داشت اجازه فعالیت پیدا نمیکرد.

عده ای میگویند که فرزاد به مهمانهایش توهین میکند من که از اول بیننده کوله پشتی و جذر و

مد بودم انصافا تا بحال توهینی ندیده ام.البته با این واقعیت مخالف نیستم که به تعداد بیننده

های برنامه های سیما نظرات و سلیقه های مختلف وجود دارد ولی رعایت شرط انصاف هم

گاهی لازم است بخدا.من که از دیدن برنامه های اجرا شده توسط فرزاد حسنی لذت میبرم.

گاهی احساس میکنم که از شدت کثرت معلومات مانند کاسه ای لبریز میشود و در مقابل مهمان

کم اطلاعاتش مجبور به عکس العمل میشود که این باعث رنجش عده ای شده است.

اگر به اعتقاد و مذهب خویش پایبند است و در بسیاری از گفتگوهایش از آن استفاده میکند دلیل

بر چاپلوسی یا اصطلاحا پاچه خواری نیست. حداقل برای من که شناخت نزدیکتر و بیشتری از

سایرین با فرزاد و خانواده اش دارم این امر کاملا اثبات شده است.شاید اگر فرزاد هم محاسن

داشت و تیپ بقول بعضیها ژیگولی نداشت حرفهایش بیشتر برای همه قابل باور بود.

ولی آنچه مهم است اعتقاد قلبی است که خود میداند درونش وجود دارد و من هم مطمئن

هستم.می خواهید باور کنید یا نکنید.حداقل اگر چیزی نمی دانید قضاوتی هم نکنید.

مشکل از نگاههاست . چشمها را باید شست آره پدر جان...!

+   مهدی شفیعی طهران ; ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir