نقد آزاد

اعتياد از نوع دانش آموزی

قدیم ترها اگر کسی هوای معتاد شدن و در هپروت سیر کردن به سرش میزد ۳ گزینه بیشتر برای انتخاب نداشت؛ هروئین٬ تریاک٬ حشیش. هروئین و حشیش بیشتر طرفدار جوان داشت و تریاک معمولا در جماعت میانسال خواهان داشت. ولی از آنجا که گذشت زمان معمولا تغییرات را نیز با خود به همراه دارد٬ بازار مواد مخدر هم از انحصار سه محصول سنتی خارج گردید. مخدرهای شیمیائی وارد بازار شد و به سرعت جای خود را میان مصرف کنندگان باز کرد. تنوع آنقدر زیاد شد که بنا بر اعلام مقامات نیروی انتظامی بالغ بر ۴۰۰ هزار نوع قرص روانگردان تا بحال در کشور شناسائی شده است(متوجه رقم هستید که؛ ۴۰۰ هزار در برابر سه نوع سنتی!). به این قرصها مخدرهای دیگری مانند کراک٬ شیشه٬ کریستال٬ پان و... را نیز اضافه کنید. از آنجا که عرضه و تقاضا رابطه مستقیم و انکارناپذیری با هم دارند در اولین نگاه این فراوانی محصول حکایت از تقاضا و بازار فروش بسیار بالا دارد که باعث میشه به آمارهای رسمی موجود با شک و تردید نگریست. آمارها نسبت به جمعیت کشور ما ٬ تقریبا ایده آل بنظر میرسد ٬ ولی تا چه حد صحت و سقم دارد٬ الله و اعلم. مدتهاست از منابع مختلف اخبار و آمار ضد و نقیضی درباره گسترش اعتیاد در مدارس اعلام میشد تا اینکه مقامات بلند پایه وزارت آموزش و پرورش و نیروی انتظامی با غیر واقعی خواندن آن آمار اعلام کردند تنها نیم درصد از جمعیت دانش آموزی گرفتار اعتیاد هستند. با فرض به درست بودن این رقم٬ چیزی در حدود ۸۰ هزار نفر از دانش آموزان ما معتاد هستند. با تحقیق از ۶۰۰ دانش آموز ۱۸ مدرسه دخترانه و پسرانه واقع در منطقه ۱۷ آموزش و پرورش تهران به این نتیجه رسیدند که ۷/۲۱ ٪ تجربه سیگار کشیدن دارند و بیشتر آنها ۱۳ سالگی را سن اولین تجربه ابراز داشته اند! از طرف مقابل کاری که مسئولان انجام داده اند بیانگر واقعیتی تلخ است. سرانه پیشگیری از اعتیاد در سال ۸۴ رقم ۳۰ تا ۵۰ تومان بوده است در حالیکه این مبلغ در کشورهای دیگر ۱۲ دلار است و در ایران نیز میبایست حداقل ۱۰ هزار تومان باشد.! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. اما براستی علت این رشد بی رویه و قارچ گونه چیست؟ مصرف تریاک در ایران سابقه ای چند صد ساله دارد. از زمان ابن سینا که بعنوان داروی مسکن برای بسیاری دردها تجویز میشد تا دوران تقریبا معاصر که رواج اعتیاد آور آن به استناد تاریخ منسوب به انگلیسیها میباشد(بقول دائی جان ناپلئون:کار٬ کار انگلیسهاست). منتهی تفاوت با امروز در این است که بیشتر مصرف کنندگان آن دوره را افراد مسن تشکیل می دادند و همچنین فقط نوع سنتی آن در دسترس بود. بنا بر تائید بسیاری از پژوهشگران٬ ضرر مواد سنتی بسیار کمتر از انواع امروزی آن می باشد. با مراجعه به مراکز ترک اعتیاد و پرسش از مددکاران آنجا این حقیقت تلخ برایتان آشکار خواهد شد که تعداد بسیار اندکی از مراجعین این مراکز را معتادان مواد سنتی تشکیل می دهند. این تغییر الگوی مصرف تا جائی قابل لمس و محسوس بود که بیاد دارم در یکی از خطبه های نماز جمعه آقای رفسنجانی هم نسبت به آن هشدار داد. بنا به تحقیق مسجل شده است که شروع به اعتیاد در همه معتادان با سیگار بوده است. هر چند هنوز هم برای بسیاری از خانواده ها سیگار کشیدن فرزندانشان عملی قبیح و مورد دار بحساب میآید ولی در همان خانواده ها ٬ قلیان کشیدن نوجوانان عملی مجاز بحساب می آید. تا قبل از اینکه اداره اماکن دستور منع استفاده از قلیان را صادر کند٬ تقریبا هر نوجوانی براحتی به قلیان در هر رستوران و کافی شاپی دسترسی داشت. این یعنی بجای سیگار٬ قلیان نقش آشنا کنندگی نوجوان با مواد استنشاقی را بعهده گرفته است. از سوی دیگر داشتن مرزهای مشترک زیاد با کشورهای تولید کننده ای مثل افغانستان و پاکستان٬ یکی دیگر از دلایل بسیار مهم وفور مواد مخدر در کشور ما میباشد.گردش مالی و سود آوری بسیار بالای حاصل از فروش مواد مخدر٬ رقمی است که به راحتی قابل نادیده گرفتن نیست.چیزی در حدود ۲۰۰۰ میلیارد دلار در سال! از دلایل بسیار مهم دیگر٬ مصرف آسانتر مواد جدید نسبت به نوع سنتی آنهاست. کراک و پان از انواع بسیار پر طرفدار در بین نوجوانان بشمار میرود. چون هردوی این مواد بسیار راحت و بی دردسر قابل مصرف اند. بنظر شما وقتی میشه ظرف ۳۰ ثانیه یا ۱ دقیقه توی دستشوئی یا حمام به فضا رفت٬ کدام نوجوان احمقی سراغ منقل و ذغال و سرنگ میرود؟ وقتی میشه توی همون اتاقی که مثلا مادر داره نماز میخونه٬ کراک هم کشید دیگه کی میره سراغ تریاک با اون بوی تابلوش؟ وقتی میشه یه قرص اکس رو به راحتی مثل یه قرص ویتامین با یه لیوان آب رفت بالا٬ آدم باید دیوانه باشه بره دنبال زرورق برای کشیدن هروئین بگرده یا مثلا حشیش بکشه که بوش همه خونه رو پر کنه. کسانی که تولید کننده هستند مثل یک مدیر موفق و یک بازار یاب حرفه ای٬ نیاز مصرف کننده را شناخته و محصولی دلخواه او تولید می کنند. بخاطر تمامی این موارد که گفته شد٬ تشخیص اعتیاد در مدارس خیلی سخت شده؛ شاید هم واقعی نبودن آمار بخاطر همین چیزها باشه. تنها کاری که لااقل برای نوجوانان هنوز میشه انجام داد٬ آگاهی دادن و پیشگیری است. اگر بخواهیم مثل قضیه ایدز انقدر دیر خجالت و رودربایستی را کنار بذاریم که کار از کار بگذره٬ هیچ کاری نکنیم بهتره. اگر مربیان در مدارس از خطرات مواد روانگردان جدید و اثرات جبران ناپذیر آنها روی اعصاب مرکزی٬ نوجوانان را آگاه نکنند مطمئن باشید این آمار نیم درصدی که الان با شک و تردید به آن استناد میشه تبدیل به عدد وحشتناکی خواهد شد که اینبار از اعلام کردن درصد واقعی آن بایستی خجالت کشید نه از مطرح کردن صورت مسئله. آقایان مسئول٬ فراموش نکنید که تولید کنندگان و توزیع کنندگان اینگونه مواد به هیچ قیمتی دست از این بازار پر رونق و سود آور بر نخواهند داشت. یه کمی سر کیسه رو شل کنید٬ این نوجوانان آبرو و آینده این مملکت قرار است باشند. آخه ۵۰ تومن هم شد سرانه پیشگیری از اعتیاد٬ اون هم در ایران؟

(اعداد و ارقام از خبرگزاری مهر گرفته شده است) 

+   مهدی شفیعی طهران ; ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir