نقد آزاد

جمعه سياه

اوضاع شهر تهران در آدینه شب دهم آذرماه بسیار دیدنی و اسفناک بود. دو سه ساعتی برف

باریده بود (فقط دو سه ساعت!) و تمامی خیابانها و اتوبانهای منتهی به شمال و شمالغرب

تهران به حالت تعطیل کامل در آمده بود و هیچ گونه حرکتی امکان پذیر نبود. ماشینها در برف

گیر کرده بودند و قادر به حرکت نبودند.آن عده ای هم که با زور و زحمت فراوان موفق به حرکت

می شدند صحنه هائی را پدید می آوردند که خوراک برنامه هائی مثل دیدنی ها و لحظه ها 

بود. ماشینها سر می خوردند٬ زیگزاگ می رفتند٬ راننده ها قادر به کنترل وسائل نقلیه شان

نبودند. امتداد خط ترافیک در بسیاری از معابر به کیلومترها رسیده بود. خیلی ها نیمه شب به

هر جان کندنی بود به خانه هایشان رسیده بودند. بسیاری اتومبیل هایشان را رها کرده و پیاده

رفته بودند.

تعداد زیادی زن و مرد را میشد دید که با پریشانی در بین سایر اتومبیل های ایستاده٬ دنبال

غذائی یا خوراکی برای سیر کردن شکم کودکان گرسنه شان می گشتند.

یکی از دوستان ساعت ۹ شب از منزل مادرش در قلهک حرکت کرده بود و ساعت ۲ نیمه شب

به منزلش در الهیه رسیده بود!. بزرگراه های نیایش٬ چمران٬ مدرس(قسمتهای منتهی به

شمال و شمالغرب آنها)٬ خیابانهای شریعتی٬ ولی عصر(ع) و بسیاری از گذرگاه های شهر 

تهران - پایتخت ایران - به علت چند ساعت بارش برف به پارکینگی برای اتومبیل ها تبدیل

شده بود. بدون اغراق اگر بارش برف تا صبح ادامه پیدا می کرد بطور حتم تعدادی کشته هم

بجا می گذاشت. هر چند که اگر از منظر دیگر نگاه کنیم شاید حوادث جمعه شب تهران

کشته هائی هم داشته است. منظورم نرسیدن به موقع ماشینهای امدادی مانند آمبولانس و

آتش نشانی به محل ماموریتشان می باشد. اگر چه آمار رسمی منتشر نشده٬ ولی می توان

تصور کرد که جان تعدادی از همشهری های تهرانی در آن شب بخاطر نرسیدن سر وقت مثلا

مریضی به بیمارستان٬ یا انتظار بیش از حد یک بیمار قلبی که با حمله مواجه شده برای رسیدن

آمبولانس اورژانس ٬ نرسیدن ماشینهای آتش نشانی و بسیاری احتمالات دیگر به خطر افتاده

باشد یا شاید از دست رفته باشد. نکته تاسف بر انگیز این قضیه این است که این اتفاق در

شهری کوچک که میشد کمبود امکانات را برای آن بهانه کرد رخ نداد٬ بلکه این رو یداد پایتخت

کشور را مختل کرد.!

همه میدانیم که ایران به گفته بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی روی گسل فعال زلزله

قرار دارد که هر از گاهی گوشه ای از این خاک را می لرزاند. و باز هم همگی می دانیم همان

متخصصان متفق القول بر این باورند که تهران میزبان زمین لرزه ای مهیب خواهد بود٬ که زمانش

معلوم نیست.

لطفا لحظه ای چشمانتان را ببندید و تهران را در ساعات اولیه پس از آن لرزش تصور کنید.

بله٬ می دانم حتی تصورش هم سخت است و نامی جز فاجعه بر آن نمیتوان نهاد. ولی آیا

باریدن برف هم مثل وقوع زلزله غیر قابل پیش بینی است؟

امروزه دیگر کوچکترین کشورها و حتی فقیرترین آنها با داشتن تجهیزات ماهواره ای قادر به

پیش بینی صد درصدی تغییرات جوی شهرهایشان می باشند. ایران هم از این قاعده مستثنی

نیست. نه کوچک است٬ و بدون تکنولوژی و نه بحمدالله فقیر و ناتوان در استفاده از فن آوری -

های روز دنیا. جدا وقوع چنین وقایعی همانند آنچه در روز جمعه تهران شاهد آن بود مایه تاسف

است و بس. آیا امکان پیش بینی و اطلاع رسانی از یک روز یا حتی ساعاتی قبل تر نبود تا چنین

افتضاحی پیش نیاید؟ دنبال مقصر در کجا باید گشت؟ سازمان هوا شناسی٬ شهرداری٬

راهنمائی و رانندگی؟ کجا و چه کسی؟

انصافا رادیو از لحظه بوجود آمدن آن راه بندان و گره تاریخی ٬ سنگ تمام گذاشت و گزارش 

لحظه به لحظه میداد. مدام از شهروندان خواهش میشد که از خانه هایشان خارج نشوند تا

این گره کور باز شود.آیا با پیش بینی احتمال بارش برف نمیشد یکروز قبل این خواهش و تمنا و

اطلاع رسانی صورت میگرفت٬ تا نوشداروی پس از مرگ نباشد؟ کجا بودند تجهیزات سازمان

خدمات موتوری شهرداری تهران؟

باز خدارا شکر که در کشوری تقریبا معتدل از لحاظ جغرافیائی زندگی می کنیم و دارای هر چهار

فصل سال هستیم؛ تصور کنید مثلا ایران شرایطی مانند سوئد٬ نروژ٬ سوئیس و... داشت٬

واقعا چه بر سرمان می آمد؟

طفلک مردم ما انقدر صبورند و متاسفانه اذهان عمومی آنچنان حافظه ضعیفی دارند که این

جمعه هم فراموش می شود و هیچ تدبیری اندیشیده نخواهد شد تا برف بعدی و حکایت 

قدیمی آش و کاسه.

آقایان مسئولین٬ صحبت از پیش بینی و اطلاع رسانی به موقع شرایط جوی است بخدا٬ نه

پیش بینی زلزله!

خداوندا ٬ با این آمادگی مسئولین شهری تهران در مقابله با ناملایمات طبیعی٬ رحم کن و

حالاحالاها تهران را نلرزان. آمین.  

+   مهدی شفیعی طهران ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir