نقد آزاد

توهم يا تعمد؟

خوشبختانه روزنامه نگاران و اهالی قلم از زمان روی کار آمدن آقای احمدی نژاد دغدغه ای بابت

سوژه ندارند٬ چون زحمت اینکار را جناب رئیس جمهور بطور مستمر بعهده گرفته است.

از زمان استقرار دولت نهم تقریبا روزی نبوده که روزنامه ها نقل قولهای عجیب و غریب از قول

آقای دکتر را چاپ نکنند.از آنجا که احمدی نژاد معمولا در تمامی مسائل اظهار نظر می کند لذا

تامین سوژه شامل تمامی بخشها و سرویسهای روزنامه ها شده و از این حیث دعای خیر

اصحاب قلم همیشه شامل حال ایشان بوده و خواهد بود. انشاء الله

                                                    *********

آقای احمدی نژاد در سومین روز از سفر استانی خود به فارس در جمع روحانیون این استان

سخنانی را ایراد کرده اند که جالبترین بخش آن بدین شرح است:(( از اوایل انقلاب برخی از

اندیشه های انحرافی آگاهانه و از روی برنامه ریزی مطرح شد که یکی از آنها این بود که

دولت نباید به مراکز دینی کمک کند چرا که این مراکز دولتی می شوند.قبلا جائی در بودجه

برای مسائل دینی و مراکز آن دیده نشده بود٬ اما از یکسال گذشته این مساله در بودجه در

نظر گرفته و به استانداری ها ابلاغ شد!)).

گفته ایشان عمیقا حیرت آور و شگفت انگیز بود. آقای دکتر آیا واقعا به نظر شما از آغاز پیروزی

انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ـ روی اسلامی بودن جمهوری دقت کنید- و به

عبارت بهتر در دولتهای قبل از شما هیچ وقت در تنظیم بودجه توجهی به مسائل دینی و مراکز

اشاعه آن صورت نگرفته است؟ وقتی کشوری داعیه اولین حکومت و جمهوری از نوع اسلامی

آن را - به درستی- داشته و دارد ٬ آیا می شود تا یکسال قبل و پیش از انتخاب حضرتعالی

بعنوان رئیس دولت نهم از این مهم غافل بوده باشد؟

آیا می توان باور کرد اسلاف شما که انصافا از پایبندترین افراد به نظام اسلامی و مسائل دینی

بوده اند کمترین توجهی به مراکز دینی و اسلامی نداشته اند و به فکر تامین هزینه های آن

نبوده اند؟ افرادی همانند مقام معظم رهبری٬ هاشمی رفسنجانی و خاتمی که خود از دانش

آموختگان همین مراکز دینی و اسلامی بوده اند در زمان تصدی در جایگاهی که اکنون شما قرار

دارید همواره سعی در تحقق موضوع مورد اشاره شما داشته اند. افزایش تعداد و فعالیتهای

حوزه های علمیه در سراسر کشور٬ ایجاد دانشگاه ها و مراکز تخصصی در حوزه دین٬ برگزاری

سمینارها و سمپوزیوم های متعدد در این حوزه٬ رشد نشریات و کتابهای تخصصی دینی و بی

شمار اقدامات دیگر گواه این مدعای نگارنده می باشد.

قبلا هم گفته بودم ادبیات شما را هنگامی که از ایران در مقابل دسیسه های دشمنان قدیمی

حرف می زنید ٬ دوست داشته و حس غروری وجودم را فرا می گرفت ولی این نوع سخنان را

نمی دانم به چه حسابی باید گذاشت. در خوشبینانه ترین حالت شاید بتوان عنوان کردن چنین

مسائلی را از ناآگاهی شما دانست ٬ که اگر چنین باشد با وجود پست حساس شما غیر قابل

توجیه می باشد. شاید هم نبود گروه مشاورین فهیم و آگاه به تاریخچه انقلاب در اینچنین

اظهار نظرهائی بی تاثیر نباشد. هر دلیلی که داشته باشد در سالی که به اتحاد ملی و

انسجام اسلامی دعوت شده ایم اینگونه زیر سوال بردن فعالیت دولتهای قبلی در حوزه دین

و گسترش مراکز دینی - که بتحقیق انجام پذیرفته است- عملا نتیجه ای معکوس در تحقق این 

اتحاد و انسجام خواهد داشت. برای اینجانب قابل فهم نیست که چرا حضرتعالی سعی دارید

خود را قهرمان ملی و دلسوز و تنها موهبت الهی برای این مملکت - به قیمت نادیده گرفتن

دیگران و زحماتی که در این سالهائی که از انقلاب می گذرد کشیده اند - جلوه دهید؟

بنظر شما در این سالها هزینه فعالیتها و پژوهشهای بی شمار در حوزه دین از کجا تامین شده

است؟

خداوند شما و دولت متبوعتان را از این ملت نگیرد که اگر چنین شود مراکز دینی ایران یتیم

خواهند شد و معلوم نیست نظام ما را چه خواهند نامید٬ اسلامی یا ... . 

+   مهدی شفیعی طهران ; ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦

دستور بعدی چيه آقای دکتر؟

بررسی عملکرد دولت نهم به ریاست دکتر احمدی نژاد متاسفانه نتایج خوبی را نشان نمی دهد

از زمان روی کار آمدن اصولگرایان بخشهای مختلف مملکتی دستخوش تغییراتی شد که نقش

آقای احمدی نژاد در این تغییرات از همه بیشتر است. در مطلب ذیل فارغ از هرگونه جناح بندی

سعی شده است با دیدی واقع بینانه و بیطرفانه بخشهائی که از اهمیت بیشتری برخوردار

هستند به وادی نقد کشیده شود.

                                                      **********

سفرهای استانی هیئت دولت از جمله مواردی است که پس از روی کار آمدن دولت نهم بطور

جدی مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به این مهم که این سفرها فی نفسه تبعات خوبی

را برای استانهای میزبان می تواند بهمراه داشته باشد ولی گزارشهای کارشناسی منتشره

حاکی از ناموفق بودن این سفرها داشته است. عمده اعتراض وارده به این سفرها اختصاص

غیر کارشناسانه بودجه های هنگفت در پی مصوبات هر سفر هیئت دولت می باشد که جالب

ترین قسمت  تائید این واقعیت از سوی هر دو جناح منتقد و موافق دولت است. با توجه به اینکه

بودجه کل کشود هرسال بیشتر آب میرود و با وسواس بیشتری سعی در کاهش انواع هزینه 

های جاری کشور میشود اختصاص بودجه های هنگفت به طرحهای مختلفی که در این سفرها

به تصویب میرسد این سوال منطقی را مطرح می کند که اینهمه بذل و بخشش از کدام محل

قرار است تامین شود؟ بدیهی ترین جوابی که بذهن خطور می کند این است که اولین محلی

که شاید روی آن حساب باز شده است صندوق ذخیره ارزی باشد. همچنین کاهش بودجه 

سازمانها و وزارتخانه ها و نهادهائی که همه ساله چشم به دست دولت دارند٬ شاید محل

دیگری برای تامین بودجه این مصوبات باشد. سازمانهائی که هر کدام قرار است قسمتی از

بار سنگینی که بر دوش مردم تحمیل شده است را با توجه به شرح وظایفشان سبکتر کنند؛

اما وقتی بودجه به اندازه نیست چه میتوانند کرد.بیچاره مردم که تاوان اصلی را آنها می باید

پرداخت کنند.

ثبات قیمت بنزین از مهمترین شعارها و وعده های انتخاباتی احمدی نژاد بود. دولت همه ساله

سوبسید سنگینی را برای در اختیار گذاشتن بنزین با نرخی بسیار کمتر از قیمت تمام شده

می پردازد. از طرفی همه دولتهای قبلی هم بر ارزان بودن بنزین بعنوان عامل اصلی رضایت

مردم تاکید داشتند و هر ساله درصدی به بهای سوخت می افزودند تا قسمت کوچکی از این

هزینه سنگین تحمیلی را جبران کنند. امسال هم مجلس با تصویب افزایش ۲۰ تومانی سعی

به ادامه این روند داشت که دستور آقای رئیس جمهور مبنی بر عدم افزایش و عرضه سوخت

به قیمت سابق کاسه کوزه نمایندگان و کارشناسان را بهم ریخت. گویا بالاخره با پادرمیانی

نایب رئیس مجلس و گفت و گو با آقای دکتر این غائله خاتمه پیدا کرده است.

از موارد دیگر دخالت احمدی نژاد در اموری که خارج از حیطه مسئولیتی ایشان می باشد 

میتوان به اصرار بر کاهش سود بانکی علیرغم مخالفت یکپارچه کارشناسان اقتصادی و بانکی

کشور؛ عدم تغییر ساعت رسمی کشور با وجود هشدار کارشناسان مبنی بر زیانهای سنگین

اقتصادی و هدر رفتن انرژی؛دستور بر کاهش قیمت لبنیات و بازگشت به قیمتهای مصوب

شورای اقتصاد سال ۸۴ ! در حالیکه قیمت جو و علوفه در یکسال گذشته ۲ برابر شده است؛

اشاره داشت.

به تمامی اینها اضافه کنید: رشد نرخ تورم؛گرانی مسکن٬ میوه٬ تخم مرغ٬لبنیات٬برنج داخلی٬

آهن و فولاد و بسیاری اقلام دیگر؛رشد ۵/۴۵ درصدی هزینه های جاری و ناتوانی در اجرای اصل

۴۴ قانون اساسی - با وجود تاکید مقام رهبری- و عدم تحقق ۹۰ درصدی خصوصی سازی.

همه اینها و بسیاری مسائل دیگر که در این مجال نمی گنجد  ٬ احمدی نژاد را غیر قابل پیش

بینی ترین چهره سال ایران کرده است. منتظر اقداماتی عجیبتر هستیم آقای دکتر . !   

+   مهدی شفیعی طهران ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٦

رافت یا ترس؟

تا چند روز دیگر یک ماه از زمان دستگیری ملوانان انگلیسی و آزادی آنها می گذرد. در این مدت

اظهار نظرهای زیادی در این مورد از سوی رسانه ها و صاحبان قلم منتشر شد و خواهد شد.

از آنجا که این موضوع بسیار جای بحث دارد٬ مایلم نظر خودم را هم در این مورد به نقد بگذارم.

                                                   **************

پس از اشغال نظامی عراق٬ کشورهای مشترک المنافع حاضر در این کشور به بهانه ایجاد 

امنیت دراین منطقه٬ اقدام به گشت های منظم روزانه در داخل خاک عراق و مرزهای آبی این

کشور را در دستور کار خود دارند. نیروی دریائی سلطنتی بریتانیا با حضور خود در اروند رود اقدام

به بازرسی کشتیها و شناورهائی می کند که قصد ورود به آبهای عراق را دارند. علت عمده 

این بازرسیها هم جلوگیری از ورود قاچاق به این کشور میباشد.

از آنجائی که خط مرزی مابین ایران و عراق طبق نقشه های دریائی به شکل زیگزاگ میباشد- 

بخاطر موقعیت خاص اروند رود - و با توجه به این مهم که خطوط مرزی دریائی فاقد هرگونه

علائم و مشخصه ظاهری و قابل رویت می باشد٬ لذا ورود ناخواسته و تخطی از این حدود در

بسیاری مواقع غیر قابل اجتناب به نظر می رسد.

به همین علت کنوانسیون حقوق دریاها با پیش بینی احتمالی اینگونه رخدادها٬ قوانین خاصی

را وضع کرده است. بموجب این قوانین ورود وسایل نقلیه دریائی با رعایت شرایط خاصی تجاوز

محسوب میشود. در شرایط خاصی همانند آنچه در اروند رود پیش آمد ٬ با توجه به فاصله ای

که شناورهای دریائی احیانا وارد آبهای سرزمینی کشور دیگری شوند٬ دستورات مختلفی

می توان صادر کرد که بازداشت آخرین گزینه آنهاست.

متاسفانه نیروهای مرزبانی اطلاعات دقیقی از حدود تخطی و ورود ۲ شناور انگلیسی اعلام

نکردند. حال با توجه به قوانین کنوانسیون این سوال پیش می آید که چرا با تذکر به این ۲ شناور

و تقاضا برای خروج از آبهای سرزمینی ایران سعی بر جلوگیری از این بحران نشده است؟

آیا این دو شناور حامل وسایل و تجهیزات خطرناک نظامی بوده اند٬ بطوری که یک تجاوز نظامی

را تلقی می کردند یا صرفا بازداشت آنها مانوری برای به رخ کشیدن قدرت نظامی ایران بوده

است؟ که اگر چنین باشد و برای نمایش قدرت صورت گرفته باشد٬ با توجه به شرایط بحرانی

منطقه و فشارهای بین المللی بر علیه ایران٬ اقدامی نسنجیده و فاقد هرگونه سیاست رفتاری

بوده است.

در بهترین حالت و با فرض بر اینکه حدود تجاوز بقدری زیاد بوده؛ هشدارها مبنی بر خروج فوری

به آنها داده شده ولی آنها سرپیچی کرده؛و اقدام آنها کاملا با اهداف نظامی و اطلاعاتی و جهت

شناسائی صورت پذیرفته و چاره ای جز بازداشت برای مرزبانان ایرانی وجود نداشته؛ عدم

محاکمه و آن بدرقه آنچنانی چه توجیهی دارد؟

وضعیت آنها از ۲ حالت خارج نبود٬ یا مجرم بودند و متجاوز یا نبودند. در حالت اول دستگاه قضائی

ایران میبایست طبق قوانین حقوقی بین المللی با متجاوزین برخورد میکرد و تاثیری بیش از

استفاده تبلیغاتی از بازداشت آنها بر افکار عمومی سایر کشورها و زورگویان داشت.

و اگر حالت دوم صادق بود ٬ اینهمه هیاهو و سرو صدا محلی از اعراب نداشت.

آزادی بی قید و شرط و بدون محاکمه نظامیان انگلیسی آنهم در اولین ساعات از ۴۸ ساعتی که

بلر آن را بسیار حساس خوانده بود٬ مفهومی جز این ندارد که اولتیماتوم بلر کار خود را کرده بود.

اگر بازداشت آنها نشان از اقتدار جمهوری اسلامی داشت٬ آزادی آنها بدین شکل متاسفانه

معانی خوبی را تداعی نمی کرد.

ارتباط آزادی آنها با رافت اسلامی و همچنین به میان کشیدن پیامبر اعظم(ص) در چنین مسئله

ای٬ چه توجیهی دارد؟ چند درصد ازمردم ایران آزادی آنها به بهانه رحمت اسلامی را باور دارند؟

اگر دامنه رحمت آقایان اینچنین وسیع است که متجاوزین خارجی را هم در بر می گیرد٬ پس

وجود اینهمه زندانی داخلی از معلم و دانشجو تا راننده شرکت واحد و برخورد قهریه با فرزندان

این آب و خاک نشان چیست؟ غضب اسلامی؟ یا شاید .....  .

از همه اینها گذشته بدرقه آنها از همه دردناکتر بود. ادبیاتی که رئیس جمهور بکار میبرد در

سخنرانیهایش را من بشخصه دوست دارم و در من ایجاد حسی شبیه به غرور و افتخار میکند

ولی آقای رئیس جمهور عکس گرفتن و خوش و بش کردن با چند نظامی معمولی(سرجوخه) و

آنهمه هدایا و کت و شلوار های خوش دوخت و از همه مهمتر حضور شما بعنوان بالاترین مقام

یک جمهوری همانند ایران در مراسم بدرقه چند متجاوز - بگفته خود دولت- چیزی از آن حس 

خوشایند غرور باقی نگذاشت. اگر این اتفاق بر عکس اتفاق افتاده بود فکر می کنید چه کسانی

برای بدرقه نظامیان ما می آمدند؟ از شما توقع خیلی زیادتری داشتم.

و حرف آخر اینکه هر چی سعی میکنم خودم را قانع کنم که این آزادی حاصل رافت اسلامی

بوده کمتر موفق میشوم. کاش بلر آن ۴۸ ساعت لعنتی را اعلام نکرده بود٬ کاش. 

+   مهدی شفیعی طهران ; ۸:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir